محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

492

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

سريع العمل زود فارغ شود ، بطىء العمل بعد او به حركت آيد و بنا بر انفراد عمل در تأثير هر واحد ضعف افتد و مقصود حاصل نيايد و اگر تركيب چنين دوائَين اتفاق شود بايد كه به تقدير وزن و تجويد اختلاط چنان سازند كه از هر دو دوا يك مزاج و يك قوت پديد آيد . پنجم آن كه بدانند كه بسيار چيزها است كه بىامتزاج چيزى تيز زود به عمل نيايد و اخراج ماده غليظ ننمايد ، لهذا اختلاط زنجبيل در تربد لازم دانسته‌اند . ششم آن كه داروى قابض چون هليله ، كه استفراغ او به عصر بود ، يا دواى لزج كه عمل او به لغزانيدن باشد تركيب نكنند و اگر كنند چنان ببايد كه نخست قابض عصر كند و بعد او لزج خلط را بجنباند ، چه ، در اين صورت خوف آن است كه قابض به سبب عصر مجارى را تنگ ساخته باشد و لزج كه خلط را بعد او بلغزاند و راه خروج نيابد و باشد كه در عضو بماند و ورم آرد يا سُدّه ، بلكه چنان بايد داد كه نخست دواى لزج خلط را لغزانيدن گيرد ، پس قابض عصر كند ، تا خلط زود دفع شود به قوت تمام و اين معنى به تنقيص مقدار قابض و تكثير مقدار لزج يا به تقدّم شرب لزج حاصل آيد . هفتم آن كه بدانند كه هرچه مصلح است منقص عمل است ، پس هر چند كمتر بود به نهجى كه صلاح بدهد و تنقيص كثير نكند بهتر است و تقدير مقدار او عند عدم تيقّن ضرر چهارم حصه است و عند تيقّن وى همچند مصلح بايد ، بلكه زياده بر آن ، تا درجه‌اى كه بطلان در عمل مسهل نيارد . و حصول تيقّن مضرّت در حق شخصى بدون تجربه يا حدس ثابت ، كه به اعتبار مزاج حكم بدان كند نمىتواند صورت بست ، كما لا يخفى . هشتم آن كه اگر از اجزاى مختلفه مطبوخ سازند ، يا نقوع آنچه از اجزاى مذكور قابل گداختن بود ، چون نمك و صموغ و مانند آن ، وى را به مقدار شربتى از وى بايد انداخت و آنچه ثفل وى مىماند و قوت وى در مطبوخ مىآيد او مضاعف بايد كرد ، تا در عوض ثفل ، قوت آن به مقدار شربت او برابر آيد ، مثلا شخصى را كه جرم هليله دو درم دهند ، اندر مطبوخ شش درم بايد كرد و كمترين چهار درم و تُرْبُد كه شربت جرم او مثلا نيم درم است اندر مطبوخ دو درم بايد كرد و قس عليه غيره . نهم آن كه چون ادويه متعدده مركب سازند وزن هر يك از وزن خاصهء او كه تنها دهند كمتر بايد كرد تا از مجموع شربتى معتدل حاصل آيد ، مثلا آنجا كه تربد تنها دو درم كفايت مىكند و هليله چهار درم و غاريقون يك مثقال و صبر دو درم چون اين چهار را مركب سازند تربد چهار دانگ بايد كرد و هليله يك درم و غاريقون نيم درم و صبر چهار دانگ على هذا القياس غيرها ، ليكن بدانند كه آنچه گفته شد ، در صورتى است كه شخصى را دواى واحد شربت كامل مىدهند و عمل تمام مىكند ، آن را عند التركيب تنقيص مقدار لازم است ، تا افراط در عمل نشود ، اما كسى را كه شربت كامل يك دوا اثر تام نكند و محتاج تكثير باشد ، در حق آن كس عند التركيب نيز اگر ادويهء متعدده هر يك كامل الشربة كنند باك نيست . بالجمله احتياط واجب است و به تجاذب درك حال لازم و اكثار شربات بىتحقق مزاج غير مناسب . و چون در قرابادينات مُسهلات مركّبه انواع